موفقیت در پروژه های IT در حال حاضر رو به بهبود است. یکی از دلایل این تغییر هم تمرکز بیشتر بر مدیریت پروژه برای پشتیبانی از انجام فعالیت های مورد نیاز برای توسعه و تحویل سیستم های اطلاعاتی است. با توجه به اینکه ساخت سیستم (که عموما هدف پروژه های IT است.) چیزی بیشتر از نشستن جلوی کامپیوتر و کد نویسی است. مدیریت پروژه هم بیشتر از ایجاد برنامه زمانبندی و جداول پیشرفت پروژه با استفاده از نرم افزار های مایکروسافت پروجکت یا پریماورا و یا اکسل است.

برای مثال می توان سیستمی را در پروژه IT ایجاد کرد که از لحاظ فنی موفق باشد، ولی از نظر سازمانی عملکرد مناسبی نداشته باشد. سیستم های اطلاعاتی (که عموما خروجی پروژه های IT هستند.) بیشتر بهبود عملکرد سازمانی را هدف گرفته اند. معمولا فناوری اطلاعات برای توانمندسازی محصولات، خدمات و فرآیندهای سازمانی به اجرا در می آید. تا اینگونه سازمان بتواند روابط موجود بین یک سازمان و مشتریان و تامین کنندگان و حتی کارمندان داخل آن سازمان را ارتقاء دهد.

افراد چه داخل سازمان چه خارج از آن ممکن است همیشه پذیرای سیستم اطلاعاتی جدید نباشند. آنها بدون توجه به اینکه این سیستم اطلاعاتی چقدر خوب ساخته شده باشد. یا اینکه از چه فناوری هایی استفاده کرده باشد، نسبت به آن موضع تدافعی می گیرند و در برابر تغییرات مقاومت می کنند. هر چند گاهی این مقاومت در برابر تغییرات جدید به حق هم هست و احتمال دارد سیستم جدید چندان مناسب سازمان نباشد.

به همین دلیل هم هست که در پیاده سازی پروژه های IT باید رویکردی باشد که علاوه بر مسائل فنی ، مسائل سازمانی هم در نظر گرفته شود. برای موفقیت در یک پروژه IT باید به هر دو وجه فنی پروژه و مسائل سازمانی پروژه توجه گردد و متناسب با پروژه و سازمان این نکات را شناسایی و تحت کنترل گرفت.

موفقیت در پروژه IT با مدیریت پروژه

عموما موفقیت پروژه را بر حسب انجام به موقع فعالیتهای آن و اتمام کارها با بودجه بندی مصوب و پیش بینی شده درنظر می گیرند. صد البته که این موارد بسیار با اهمیت هستند. اما این موارد به تنهایی کافی نیستند. برای مثال پروژه ای را در نظر بگیرید که انتظار می رود ظرف ۱۲ ماه و با بودجه ۱۲ میلیارد تومان اجرا شود. آیا در صورتی که این پروژه نیاز به ۵ روز بیشتر و یا یک میلیون تومان اضافه تر داشته باشد، یک پروژه ناموفق محسوب می شود؟ آیا وقتی پروژه با بودجه کمتر و زمان کوتاه تر انجام شود ، یک پروژه موفق است؟

البته همه دوست دارند که پروژه را در زمان کوتاه تر و با بودجه کمتر به اتمام برسانند. ولی کیفیت خروجی پروژه و عملکرد نهایی آن هم بسیار مهم است و هدف اصلی از انجام پروژه همین نکته است. پس باید بگوییم مجریان پروژه های IT هدفشان از انجام پروژه و پیاده سازی سیستم در یک سازمان ، رسیدن به نوعی ارزش سازمانی قابل اندازه گیری (MOV) است. پس در پروژه های IT موفقیت مدیریت پروژه در دست یابی هر چه بیشتر به ارزش سازمانی قابل اندازه گیری (MOV) است که در ابتدای پروژه تعریف می گردد.

تعاریف مربوط به این مبحث

سیستم (سامانه) : مجموعه ای از اشیاء متصل یا غیر متصل است که هدف یا اهدافی خاص را دنبال می کنند و اجزاء آن با فرآیندهایی به هم مرتبط هستند.

سیستم سازی : برای ساخت هر مجموعه ای که بتواند کارهایی را انجام دهد باید سعی در ساخت سیستم های جدید و به هم مرتبط کرد.

ارزش سازمانی قابل اندازه گیری ( Measurable Organization Value): شاخصی که باید با انجام پروژه ارزشی به سازمان بی افزاید. همچنین باید قابل اندازه گیری و مورد توافق اعضاء تیم پروژه و کارفرمای آن باشد.

تفاوت ابزار و روش (Techniques & Tools): ابزارها تسهیل کننده کارها می باشند. ولی روش ها از مجموعه ای از ابزارها استفاده می کنند تا به هدف مشخصی دست یابند.